الزامات فنی پیمانکاران دارای رتبه شرکت

در این قسمت، با توجه به مطالعات انجام شده توسط کارفرما و یا مشاور او، ویژگیها، محدودیتها و معیارهای فنی و عملکرد هر یک از اجزای طرح، مطرح میگردد. این الزام ها در پیمان های طرح و ساخت، میتواند بصورت عملکردی یا تجویزی باشد.الزام های عملکردی بر اساس آنچه در آیین نامه الزامات فنی پیمانکاران ساجات ، بیشتر تأکید روی عملکرد نهایی اجزای طرح دارد، و روش های دستیابی به آنها را کمتر مورد نظر قرار می دهد. از سوی دیگر، الزامهای تجویزی یک راه حل و مشخصات را به صورت الزامی و قطعی بیان می کند، که در پیمان های متعارف (طراحی، مناقصه، اجرا) نیز، از این نوع مشخصات استفاده می شود.بسته به میزان مطالعات و طراحی های انجام شده توسط کارفرما یا مشاور او، و این که مشخصات اجزای طرح تا چه حد قطعی شده اند، الزام ها می تواند به صورت تجویزی و یا عملکردی تهیه گردد. هر چه میزان مطالعات اولیه انجام شده بیشتر باشد، در نتیجه اجزای طرح سیمای قطعی تری به خود گرفته و مشخصات می توانند به صورت الزام های تجویزی، بیان شوند.

از سوی دیگر، در صورتی که عمق و میزان مطالعات اولیه انجام شده کم باشد و هنوز گزینه های مختلفی برای اجزای طرح قابل پذیرش باشد، الزامها به صورت عملکردی بیان خواهند شد. در اکثر موارد در پیما نهای طرح و ساخت، ترکیبی از هر دو حالت الزام ها، استفاده می شود.

از این رو، می توان گفت که نوع الزام های به کار گرفته شده در پیمان های طرح و ساخت یا EPC ، بستگی به هر طرح خاص و شرایط حاکم بر آن دارد، و به صورت ترکیبی از الزا مهای عملکردی و تجویزی خواهد بود. هرگاه الزام ها به صورت عملکردی باشند، انتخاب بسیاری از اجزای مربوط به طراحی نهایی، مواد و سیستمها، به عهدۀ پیمانکار طرح و ساخت گذاشته می شود. امتیاز این روش، در این است که باعث می شود انواع گزینه های فنی و طراحی، برای خواسته های مشخصی از یک طرح، به دست آید. برای به حداکثر رساندن این مزیت، الزام ها باید محدودۀ گسترده ای از انواع روش ها را برای طراحی، ساخت و مواد و مصالح مختلف، مجاز دانسته و در عین حال، به نحوی باشد که سطح کیفیت مورد نیاز، تضمین گردد. اما باید در نظر داشت که هرچه محدودۀ این الزام ها بازتر باشد، ارزیابی پیشنهادها مشکل تر خواهد بود.

هرگاه الزام ها به صورت تجویزی و دارای تفصیل زیاد باشند، اولاً دست پیمانکار تا حدودی بسته شده و ممکن است انعطاف پذیری مناسب تأمین نگردد، ثانیاً در صورتی که کارفرما بخواهد تغییراتی را در مشخصات انجام دهد، باید از ساز و کار تغییر در پیمان تبعیت کند، که در این صورت هزین ههای طرح ممکن است افزایش یابد. بنابراین، بهتر است در ارایۀ این الزام ها از تفصیل بیش از حد خود داری شود و بیشتر روی استاندار دهای عملکرد، استانداردهای کیفیت، معیارها و استانداردها و کدهای معتبر طراحی و اجرا، تمرکز گردد.

البته باید در نظر داشت که استفادۀ حداکثر از الزام های عملکردی و به حداقل رساندن طراحی پیش از مناقصه و دریافت پیشنهادها، همیشه مناسب نیست. از این رو، در تهیۀ الزام های فنی و طراحی برای پیمان های طرح و ساخت، باید تعادلی بین حداقل الزامها که نظر کارفرما را برآورده می کند و انعطاف پذیری مورد نیاز پیمانکار طرح و ساخت، برقرار شود. در تهیۀ الزا مها برای پیما نهای طرح و ساخت، موارد زیر میتواند بسته به نیاز به کار برده شده، یا مد نظر قرار گرفته و در خواسته های کارفرما ارایه گردد:

– محدوده های مورد قبول و غیر قابل قبول مربوط به نوع سیستم اجزای طرح و مواد و مصالح آنها، با نظر کارفرما به طور مشخص تعیین می شود. در صورتی که پیمانکار در اجرا بخواهد از شرایطی خارج از محدودۀ مطرح شده در این قسمت استفاده کند، به عنوان تغییر باید با رعایت قیود پیش بینی شده در پیمان، با تأیید مهندس مشاور و در صورت لزوم با تصویب کارفرما باشد.

– اجزای خاصی از طرح که باید شرایط یا ضابطۀ خاصی در مورد آنها مورد نظر قرار بگیرد، مشخص می شوند.

– مصالح یا موادی که باید پیمانکار نمونه ای از آنها را برای تأیید، به مهندس مشاور ارایه نماید،مشخص می شوند.

– حداقل کیفیت و یا کمیت لازم در مورد برخی اجزا که از اهمیت ویژه ای برای کارفرما برخوردار است، در این قسمت مشخص می گردند.

– مبانی و معیار های طراحی، آیین نامه ها و استاندارد های مورد قبول برای طراحی هر یک از اجزای طرح موجود باشد.

– مشخصات فنی عمومی و استانداردهای مربوط به اجرای کارهای مختلف (هرگاه از بین موارد مجاز شمرده شده در این مشخصات فنی عمومی، مورد یا موارد خاصی مورد نظر باشد، به طور مشخص باید در خواسته های کارفرما درج شود).

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای اجباری مشخص شده اند *

9 − 8 =